تبليغاتX
سال 1386 را سال کوروش بزرگ بنامیم موسیقیدانان
معرفی کتاب (( مجموعه ادبیات فارسی )) نوشته : دکتر ناصر کاظم خانلو و خانم زیبا اسماعیلی دوشنبه هفتم بهمن 1387 2:13
 

میخوام امروز بین مطلب موسیقی در بلاگ که همیشه میزارم تبلیغ یه کتاب ادبیات فارسی به نام :(( مجموعه ادبیات فارسی )) رو هم بزرام که به نظر این کتاب میتونه حتی برای کسانی علاقه به آهنگسازی هم دارند مفید میتونه باشه چون در این کتاب علاوه بر این که قواعد و مبانی فارسی رو آموزش و معروفی میکنه در مورد تمامی سبک های شعری و خصوصیات این سبک ها هم برای خواننده توزیح میده که به نظره من بد نیست که این کتاب رو علاقه مندان موسیقی هم بخرن و بخونن ....

نویسندگان این کتاب : دکتر ناصر کاظم خانلو و خانم زیبا اسماعیلی به رشته تحریر در آوردند که از کتاب قبلی دکتر ناصر کاظم خانلو میشه به کتاب (( گنجینه نظم و نثر ادب فارسی )) که برای تهیه این کتاب میتوانید انتشارات رز 66416100 تهیه کنید.

که این کتاب (( مجموعه ادبیات فارسی ))  هم در مورد تاریخ ادبیات - سبک های شعری و..... هستش .

تیتر کلی سر فصل کتاب :  

انواع ادبی - ادبیات حماسی - ادبیات غنایی - ادبیات نمایشی - ادبیات تعلیمی - ادبیات داستانی

ادبیات فکاهی ( طنز آمیز ) - فنون ادبی - قافیه اروز - معانی - آرایه ها ادبی - دستور زبان فارسی

نگارش ویرایش - سبک های شعر و نثر زبان فارسی - تاریخ ادبیات - مکتب های ادبی

و .... اشاره کرد

مرکز فروش (( مجموعه ادبیات فارسی ))  :

خ انقلاب – نرسیده به میدان انقلاب – ابتدای جمال زاده جنوبی ( به سمت آزادی ) - طبقه فوقانی آبمیوه گیری شهریور – موسسه خوارزمی     شماره : 09126818982

بزرگان موسیقی سنتی ایران

 


حسين دهلوي : آهنگسازان سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 22:19

 

 

حسين دهلوي به سال 1306 در تهران متولد شد . پدرش كه از نوازندگان به نام موسيقي ايران بود ، وي را تحت تعليم خود قرار داد و حسين كه خود شيفته موسيقي بود از اين امر استقبال شايان نمود و بيش از يازده سال از سنش نگذشته بود كه چندين نغمات را با ويولون آموخت و از اين زمان به بعد موسيقي جزء برنامه روزانه وي گرديد . دهلوي ، بيش از هفده سال نداشت كه اداره زندگي خود و خانواده اش را به عهده گرفت و مجبور به تلاش و فعاليت گرديد ولي با توجه به اين از كسب معلومات و آموختن موسيقي غافل نماند و چون علاقه فراواني به آهنگسازي داشت ، براي فراگيري موسيقي ملي نزد استادابوالحسن صبا مي رود و در كلاس استاد به ادامه فراگيري موسيقي ايراني مي پردازد.
پس از چندي " آرموني " و "كنترپوآن " و تكنيك آهنگسازي را نزد حسين ناصحي فرا گرفته و با تمام مشكلات و گرفتاري هاي زندگي ، ضمن خدمت در وزارت دارايي ، در هنرستان عالي موسيقي ثبت نام نموده و در رشته آهنگسازي ، به ادامه تحصيل مي پردازد و پس ازچندسال تحصيل دررشته آهنگسازي ،از آنجا فارغ التحصيل مي گردد و در همين سال ها بود كه به اداره هنرهاي زيبا منتقل مي شود و سپس به رياست هنرستان موسيقي ملي منصوب مي گردد . دهلوي چون درصدد بود كه همچناهن به اندوخته هاي گوناگون خود در رشته موسيقي ادامه دهد ، لذا نزد پرفسور " توماس كريستين داويد " كه يكي از اساتيد موسيقي آكادمي وين بود و بنا به دعوت دانشگاه تهران به ايران آمد ،به فراگيري و نكات دقيق و رموز فني موسيقي و آهنگسازي پرداخت و مدت ها از محضر اين استاد برجسته اتريش بهره برد . پس از در گذشت استاد صبا ، در سال 1336 دهلوي به رهبري اركستر شماره يك هنرهاي زيباي كشور ( اركستر صبا ) منصوب گرديد كه پس از مدتي ، اين اركستر فعاليت هاي خود را گسترده تر كرد و برنامه هاي متعدد و گوناگوني را علاوه بر تلويزيوني ملي ايران در تهران و بعضي شهرستانها و مؤسسات علمي و فرهنگي و كشورهاي همجوار اجرا نمود ولي متاسفانه پس از يازده سال فعاليت پر ثمر ، به علت مشكلات مختلف ، اين اركستر منحل گرديد ولي دهلوي اركستر ديگري با شركت هنرجويان هنرستان موسيقي با نام " اركستر رودكي " تشكيل داد كه تا سال 1350 به فعاليتش ادامه داد . دهلوي از جمله مردان نادري است در موسيقي ايران كه هيچوقت زير بار خط گرفتن هاي آن چناني نرفت و هيچ شخص و عاملي نتوانست وي را مرغوب و يا تحت تاثير قرار دهد كه او تابع نظريات و سياست خاص ان روزگردانان موسيقي باشد و براي پيشبرد و پيشرفت موسيقي كشورش كوشش نكند و به همين سبب ، مدتي كه عضويت شوراي موسيقي هنرهاي زيبا را كه خودش مؤسس آن بود به عهده داشت ، وقتي اختلاف نظرهايي كه در مورد كارهاي اساسي و بنيادي هنري با مسؤلان آن زمان پيدا كرد از كنارگيري و همكاري خود را قطع كرد و اين يكي از خصائص بارز انسان هاي والاي روزگار است كه در دوران زندگاني ، جاهايي كه بايد " نه " بگويند و به ايستند " نه " بگويند و دهلوي در آن جو و زمان ،" نه " را گفت و با آنان همكاري خود را قطع كرد .
حسين دهلوي ، در مهرماه 1336 به دعوت شادروان روح الله خالقي ، رئيس وقت هنرستان موسيقي ملي ، تدريس بعضي از دروس موسيقي را در اين هنرستان به عهده گرفت و با پشتكار و ذوق و استعداد خود به خوبي از اداره كردن آن برآمد به طوري كه در شهريور سال 1341 به رياست هنرستان منصوب مي گردد و در زمان رياست چنان علاقه و كوششي براي تربيت شاگردان و پيشرفت اين واحد هنري و آموزشي ازخود نشان داد كه در مدتي كوتاه ، استعدادهايب نهفته هنرجويان هر چه بيشتر شكوفا شد و ثمره 9 سال تلاش پي گير و بي وفقه وي ، شاگرداني شد كه حتي برخي از آنان در خارج از كشور در سطح جهاني به فعاليت هاي شايان توجه و قابل قبولي رسيدند . دهلوي ، براي كسب تجربه و شناخت بيشتر از موسيقي ، چندي بعد مسافرت هايي به كشورهاي: آلمان و اتريش كه مهد و مركز موسيقي اروپا مي باشند نمود .

 

بقیه مطلب را در ادمه مطلب بخوانید =--

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط موسیقیدانان | موضوع: آهنگساز | لینک ثابت |

لوريس چكناواريان : آهنگساز و رهبر اركستر جمعه هجدهم اسفند 1385 22:30

 

 

 

متولد 1316 در بروجرد. تحصيلات موسيقي خود را از سال 1332 در هنرستان عالي موسيقي آغاز كرد. مدتي بعد به وين عزيمت نموده و تا سال 1340 در آكادمي موزيك اين شهر به تحصيل آهنگسازي و رهبري اركستر اشتغال داشت. سپس به ايران بازگشت و ضمن تدريس در هنرستان عالي موسيقي و ترتيب دادن نمايشگاهي از سازهاي ملي در انستيتو گونه ي تهران، تصدي صداخانه ي ملي هنرهاي زيباي كشور را عهده دار شد.
چكناواريان در اواخر سال 1342 رهسپار اتريش شد و در سالزبورگ كار آهنگسازي را ادامه داد. دو سال بعد به آمريكا عزيمت نموده و چندين سال در دانشگاه ميشيگان به ادامه تحصيل در رشته هاي آهنگسازي و رهبري اركستر پرداخت. وي در سال 1349 به ايران بازگشت و علاوه بر كنسرت هايي با اركستر سمفونيك تهرا، اركستر مجلسي و تلويزيوني ملي ايران و... (به عنوان رهبر ميهمان)، آثار متعددي آفريد كه اكثر آنها در تالار رودكي اجرا گشت.
چكناواريان در سال 1351 به رهبري اركستر اپراي تهران منصوب گرديد.
چكناواريان پس از انقلاب در ارمنستان اقامت گزيد و در ايروان به فعاليت هاي هنري خود مشغول است. وي در حال حاضر رهبري اركستر مجلسي رودكي را عهده دار مي باشد.

 

Click screen to close


آثار:
- اپراي پرديس و پريسا، اپراي رستم و سهراب، باله سيمرغ
- آهنگ نور و صدا (براي جشنهاي تخت جمشيد)
- توكاتا و فوگ براي اركستر زهي
- كنسرتوپيانو
موسيقي فيلم: من ايران را دوست دارم (به كارگرداني: خسروسينايي)- پرتو يك حماسه (به كارگرداني: منوچهر طياب)- مناظر ايران (به كارگرداني: هوشنگ شفتي) و موسيقي سريال زندگي مسيح (به كارگرداني نادر طالب زاده) و... و اجراهاي بي شماري با اركسترهاي معتبر جهان .


 

نوشته شده توسط موسیقیدانان | موضوع: | لینک ثابت |

علیرضا مشایخی : رهبر ارکستر سه شنبه هفتم شهریور 1385 14:31
 

عکسی از استاد علیرضا مشایخی رهبر ارکستر

سبك‏شناسى در آثار مشايخى

با بررسى مجموعه آثار مشايخى خصوصاً با مطالعه گفتارها و صحبت‏هايش در مصاحبه‏هاى مختلف، توجه به چندين نكته كليدى جلب مى‏شود كه از نظر شناخت موسيقى او و سبك‏شناسى آنها، حائز اهميت فراوان است. مهمترين اين نكات در قالب اصطلاحاتى نمود يافته‏اند كه، عبارتند از "تمركز گسترده"، "موسيقى نسبى" و " Meta-x ". در اين بخش با نگاهى كلى ابتدا، اين مفاهيم را توضيح مى‏دهيم و سپس بعد از بررسى آثار او در سبكها و شيوه‏هاى گوناگون، موشكافانه‏تر به آنها مى‏پردازيم:

Meta-x به طور قطع چترى است كه مجموعه آثار مشايخى را به نحوى در بر مى‏گيرد. اين اصطلاح عنوان يكى از نظريه‏هاى فلسفه هنر مشايخى نيز به شمار مى‏رود. او در موسيقى Meta-x در جستجوى منطق برترى است كه به كمك آن، همه ابعاد موسيقى را، چه از نظر فنى و چه از ديدگاه هويت فرهنگى، توضيح دهد.

ريشه پيدايش چنين تفكرى در آثار مشايخى، تعليم و تربيت چند فرهنگى او از يك سو و گرايش به فلسفه، از سوى ديگر است. با توجه به اين توضيح، مى‏توان دو سبك اصلى ديگر را كه زير اين چتر Meta-x پرورش يافته‏اند، بررسى نمود.

اين دو سبك با اصطلاح "تمركز گسترده" ( به پيشنهاد هوشنگ طاهرى ) و "موسيقى نسبى "( به پيشنهاد كامبيزمشايخى ) شناخته مى‏شوند.

در يك سرى از آثار آغازين مشايخى، گرايشى به نهايت ايجاز در بيان هنرى ديده مى‏شود. در مرحله نخستين اين گرايش، آهنگساز در جستجوى بيانى كاملا متمركز در موسيقى است و عامل تمركز در تمام سطوح آن به چشم مى‏خورد. به بيان ديگر، آهنگساز در اين سبك از متفاوت ‏ترين اختلاف سطوح ابعاد صدا، در زمانى كوتاه بهره مى‏برد. مأنوس شدن شنوندگان با اين شيوه بيان در آهنگسازى مشايخى‏به ممارست و پى‏گيرى در شنيدن آثار او نيازمند است. در شيوه "موسيقى نسبى" كه با گذشتن از شيوه "تمركز گسترده" ايجاد مى‏شود، يك بعد يا يكى از پارامترهاى موسيقى يا يك ديدگاه فنى يا فلسفى، موضوع اصلى تأليف موسيقى قرار مى‏گيرد و تمام ابعاد به نسبت آن، تعريف و مشخص مى‏شود. به عنوان نمونه اگر در يك قطعه موسيقى نسبى، منظور مؤلف، سرعت است، سازها به نسبت توان اجرايى در خدمت "بعد سرعت" قرار مى‏گيرد و اگر رنگ‏آميزى هدف باشد، "سرعت" است كه در پس زمينه "كمپوزيسيون رنگ" قرار خواهد گرفت.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط موسیقیدانان | موضوع: رهبر ارکستر | لینک ثابت |